محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
31
خلاصة الحكمة ( فارسى )
مفتاح : در بيان معنى نظرى و عملى و طبيعت و حقيقت آن و تعداد امور طبيعيه بدان كه مراد از جزء نظرى - اين جا - [ جزء ] علمى است ؛ به مقاسيه جزء دوم كه عملى است . و اطلاق « نظرى » به جاى « علمى » ، تنبيه و اشاره بدان است كه هر يك از آن هر دو جزء ، هم علمىاند و هم عملى ؛ يعنى هر دو محتاج به تعلّم و كسب و تحصيلاند . و غرض از تعلّم جزء علمى ، دانستن فقط است بدون قصد مباشرت عمل ؛ مانند : علم به « امور طبيعيه » كه : اركان ، چهاراند و امزجه ، نه و اخلاط ، چهار و اعضاء ، دو قسمند - مفرده و مركّبه ؛ منويه و غير منويه - و ارواح ، سهاند . و همچنين بواقى امور طبيعيه . و [ نيز مانند ] علم به « احوال بدن انسان » ، علم به اقسام حمّيات اصليه كه سهاند ؛ روحيه و خلطيه و عضويه . و غرض از تعلّم و تحصيل جزء عملى ، دانستن كيفيت عمل « 1 » است براى مباشرت آن ، نه نفس مباشرت ؛ مانند علم به حفظ صحّت و علم به كيفيت عمل و معالجه مَرضى ؛ مثلًا : دانستن آن كه حفظ صحّت ، به مثل است و معالجه به ضدّ . و [ نيز مانند ] دانستن آن كه در معالجهء اورام حارّه ، در زمان ابتداء ، « روادع » استعمال بايد نمود - يعنى اشياء باردهء يابسه كه منع انصباب موادّ به اعضاء نمايند ؛ به اعتبار تكثيف جلد - و در زمان تزايد ، روادع با « مرخيات » - يعنى به تركيب اشياء بارده با « 2 » حارّه - و اگر برنگشت و تحليل هم نيافت - به سبب كثرت مادّه - به تدريج روادع را كم نمايند و مرخّيات را بيفزايند و در زمان انتها ، مرخّياتِ صرف استعمال شود و در زمان انحطاط نيز [ مرخيات صرف استعمال كنند ] ؛ و ليكن به تدريج ، أشياء حارّه را كم نمايند و يا بعضى را مبدّل به معتدله نمايند . و اين تدبير در اورامِ غير « مغابن » است كه « پس گوش » و « زير بغل » و « كنج ران » باشد - كه در ردع آنها ، اذيتى متصوّر نباشد به اعضاء رئيسه ، و اين سه عضو نه چنيناند ؛ بلكه مَصبّ فضول اعضاء رئيسهاند ؛ ردع اورام آنها جايز نيست .
--> ( 1 ) . ب : عملى . ( 2 ) . ب : يا .